تبلیغات
•❤•.¸ ماازاوناشیم که رفاقت و رفتیم تا ته ¸.•❤•. - زود قضاوت نکنید ...
 
•❤•.¸ ماازاوناشیم که رفاقت و رفتیم تا ته ¸.•❤•.
                                                        
✿سلام دوستان عزیز به وبلاگ ما خوش اومدین نظر هم دلتون خواست بزارین ، دلتون هم نخواست نزارین کی داده کی گرفته والاااااا ✿✿✿ راستی به لینک دوستانمون هم سر بزنین تا رفاقتمون کامل شه ✿
درباره وبلاگ

✿ خدای من بهشتی دارد ✿
✿ نزدیک ، زیبا ، بزرگ ✿
✿ و به گمانم “دوزخی ” دارد ✿
✿ کوچک، بعید و در پی ✿
✿ دلیلی ست که ببخشد ما را ✿
✿ گاهی به بهانه یک دعا . . .
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Online User
چهارشنبه 7 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21


مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد اوفرستادند..
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید.
نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که

 مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟  زود قضاوت کردید؟


مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟زود قضاوت کردید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...


وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار

دارد؟  زود قضاوت کردید؟


مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری

دارید ...

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید

به خیریه شما کمک کنم؟

 

باز هم زود قضاوت کردید؟؟؟؟









نوع مطلب : داستان های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:29 ب.ظ
This website was... how do you say it? Relevant!!

Finally I've found something which helped me.
Many thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر