تبلیغات
•❤•.¸ ماازاوناشیم که رفاقت و رفتیم تا ته ¸.•❤•. - داستان دخترک گل فروش ...
 
•❤•.¸ ماازاوناشیم که رفاقت و رفتیم تا ته ¸.•❤•.
                                                        
✿سلام دوستان عزیز به وبلاگ ما خوش اومدین نظر هم دلتون خواست بزارین ، دلتون هم نخواست نزارین کی داده کی گرفته والاااااا ✿✿✿ راستی به لینک دوستانمون هم سر بزنین تا رفاقتمون کامل شه ✿
درباره وبلاگ

✿ خدای من بهشتی دارد ✿
✿ نزدیک ، زیبا ، بزرگ ✿
✿ و به گمانم “دوزخی ” دارد ✿
✿ کوچک، بعید و در پی ✿
✿ دلیلی ست که ببخشد ما را ✿
✿ گاهی به بهانه یک دعا . . .
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Online User
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : white 21



امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم ! خدایا! چه کردی با من ! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه ! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...







نوع مطلب : داستان های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 14 مرداد 1396 04:11 ب.ظ
You could certainly see your enthusiasm in the work you write.
The sector hopes for even more passionate writers such as you who are not
afraid to say how they believe. At all times follow your heart.
شنبه 31 تیر 1396 12:46 ب.ظ
If you want to grow your experience just keep visiting this web page and be updated with the most up-to-date gossip posted here.
شنبه 26 فروردین 1396 10:13 ق.ظ
Do you have a spam issue on this website; I also am a blogger, and I
was curious about your situation; we have created some
nice methods and we are looking to swap strategies with others, be sure to shoot me an e-mail if interested.
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 01:20 ب.ظ
سلام دوست عزیز
از حضورتون بسیار سپاس گزارم
مطلبتون خیلی قشنگ بود
white 21
علیک سلام ...
ممنون از نظرتون ....
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 01:19 ب.ظ
واقعا داستان قشنگی بود
یه سری هم به من بزن
white 21
ممنون ...
به روی چشم ...
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 11:56 ب.ظ
سلام داداش حال و احوالت چطوره؟ خوبی؟
مرسی داداش غلط املائیم رو گرفتی تند تند نوشتم و یه زره بد نوشتم اونم عجله کرده بودم
خیلی هم خوشحال میشم اگه بهتر بتونی کمکم کنی چطوری چکارا کنم بازم دمت گرم داداش حتما بیا بهم سر بزن
باشه
white 21
سلام ...
خواهش میکنم قابلی نداشت ...
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 01:33 ب.ظ
سلام داداش حالت چطوره ؟
چه خبرا ؟
مرسی از حضوره پرمهرت در وبلاگم
اره یه چند روزی نبودم
وای چقدر اپ جدید ....
اپای جدید عالیه
منم قیافه وبلاگمو تغییر دادم بیاو ببین و نظر بزار
white 21سلام مرسی امیر خان ...
چشم حتما سر میزنم ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر