تبلیغات
•❤•.¸ ماازاوناشیم که رفاقت و رفتیم تا ته ¸.•❤•. - مطالب فروردین 1392
 
•❤•.¸ ماازاوناشیم که رفاقت و رفتیم تا ته ¸.•❤•.
                                                        
✿سلام دوستان عزیز به وبلاگ ما خوش اومدین نظر هم دلتون خواست بزارین ، دلتون هم نخواست نزارین کی داده کی گرفته والاااااا ✿✿✿ راستی به لینک دوستانمون هم سر بزنین تا رفاقتمون کامل شه ✿
درباره وبلاگ

✿ خدای من بهشتی دارد ✿
✿ نزدیک ، زیبا ، بزرگ ✿
✿ و به گمانم “دوزخی ” دارد ✿
✿ کوچک، بعید و در پی ✿
✿ دلیلی ست که ببخشد ما را ✿
✿ گاهی به بهانه یک دعا . . .
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Online User
جمعه 30 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21

یه خلاقیت جالب دیگه ...





بقیه خلاقیت در ادامه مطلب ...


نوع مطلب : خلاقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 30 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21

یک خلاقیت جالب ...






بقیه خلاقیت در ادامه مطلب ...


نوع مطلب : خلاقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :









    از تصادف جان سالم به در برده بود و میگفت :

                                           زنده بودنش را مدیون  ماشین گران قیمتش است

                                                                                      و خدا داشت نگاه میکرد و زیر لب میخندید ...




نوع مطلب : کوتاه ولی باحال ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :







این خلاقیت رو خودم وقتی دیدم واقعا به اون کسی که این ایده 

به ذهنش رسیده بود به کارش احسن گفتم  بعضیا چی دید وسیعی دارن ،

کسانی که لپ تاپ دارن تو خونه وقتی میخوان استفاده کنن همیشه

یا باید رو پاهاشون لپ تاپ رو بزارن یا رو یه میز ، البته رو زمین یا رو 

خنک کننده هم میشه گذاشت ولی  این ابتکار واقعا دیدنش برام جالب بود

که چیزایی که ما دور میریزیم این شرکت (lenovo ) بهترین استفاده رو کرده

خودتون ببینید ...


بقیه خلاقیت در ادامه مطلب ...


نوع مطلب : خلاقیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21





سلام دوستان خوبم ...

دیگه داره نفسم بند میاد اینقدر از این پایین واستون حباب درست کردم ...

از شما انتظار نداشتم ، والا برین به مطالب و لینک دوستان سر بزنین ...

میاین تو وبلاگ مطلب بخونین ، در ضمن باید احتیاط کنین ، از کنار حباب ها

موس تونو بگذرونین ، خواهشا نترکونین اینا سرمایه های وبلاگن ...

بعضی هام شنیدیم  شده واسشون بازی میان فقط واسه حباب ترکوندن ...

درصورت مشاهده این قابلیت از وبلاگ حذف میشه ...

بعدا فردا خونوادتون نگن white اینا رو معتاد کرده ، والا به من چه ...

یه مسابقه : هرکس تونست 10 تا از این حباب ها رو همین پایین صفحه نابود کنه ...

نظر برام بزاره جایزه شو ارسال کنم ...

به تعداد ساعت هایی که تو وبلاگین اسکناس که نه گرون میشه ...

از این شکلات میوه ای ها جاییزه میدیم ...




نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21



بت‌پرست‌های جهان 

به نام تو 

سنگ‌های داغ 

روی سینه‌های ما می ‌گذارند 

 ... ولی به اسلام تو می نازیم


بیا ما را 


به حبشه بفرست محمد(ص) ...




نوع مطلب : کوتاه ولی باحال ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21




عاشق  پسر خاله ی  کلاه قرمزیم ...

دیدی رفته بود یک کیک مسموم رو تنهایی خورده بود تا بقیه مریض نشن !

بهش گفتن خب چرا ننداختی دور؟

گفت : خب مورچه ها میخوردن , مریض میشدن , ...

به مورچه که نمیشه سرم وصل کرد ...


این یعنی اخر معرفت ...





نوع مطلب : کوتاه ولی باحال ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21




پیرمرد همسایه آلزایمر دارد ...

دیروز زیادی شلوغش کرده بودند


او فقط فراموش کرده بود


از خواب بیدار شود ...!





نوع مطلب : کوتاه ولی باحال ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





تصاویری از ورودی سرداب حرم حضرت عباس علیه السلام بعد از پروژه نوسازی ؛ راهروهایی که در عكس مشاهده می شود همیشه  پر از آب می‌شوند و هیچ وقت نتوانسته‌اند جلوی این آب  كه دور مزار حضرت در طواف است را بگیرند و در نهایت مجبور به کف سازی و ایجاد آب راه برای هدایت آب شده‌اند ….


تصاویر قدیمی تر از سرداب حرم حضرت عباس (ع)



بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...


نوع مطلب : مطالب مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نویسنده : white 21



پدر در حال رد شدن از کنار اتاق پسرش بود ، با تعجب دید که تخت

خواب مرتب و همه چیز جمع و جور است ، یک پاکت هم روی بالشت

گذاشته شده است و روش نوشته بود (( پدر )) با بد ترین پیش

داوری های ذهنی پاکت را باز کرد و با دستانی لرزان نامه را خواند :

پدر عزیزم ،

با اندوه و افسوس فراوان برایت مینویسم ، من مجبور بودم با دوست

دختر جدیدم فرار کنم ، چون میخواستم جلوی یک رویارویی با مادر و

شما را بگیرم من احساسات واقعی را با نازنین پیدا کردم ، او واقعا

معرکه است ، اما میدونستم تو اون رو نخواهی پذیرفت ، به خاطر

تیز بینی هاش ، خالکوبی هاش ، لباس های تنگ موتور سواریش

و به خاطر اینکه سنش خیلی بیشتر از منه ، اما فقط احساسات

نیست پدر اون …..




بقیه داستان در ادامه مطلب ...


نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5